|
بی آن که از تمامی صداها، یک صدا آشنای تو باشد...
|
شکوه می کنی که رنج می بری/ من نمی برم؟/ حال من که بدتر است/ من که رنج را/ در مسیر شعرهای کهنه ام/ می برم.../ می آورم.../ می برم.../ می آورم.../ می برم.../...
در مورد شعرا چیزی نمیگم تا خودتون بخونید ولی طرح جلدش الحق و والانصاف چیزی از شغر قیصر کم نداره
یکی از کار رو می ذارم ( البته شکل تقطیعش رو حفظ نیستم باید ببخشید اگه اشتباه تقطیع کردم):
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام