|
بی آن که از تمامی صداها، یک صدا آشنای تو باشد...
|
۱-این روزها که می گذرد هوا یه جوریه!
۲- این روز ها خیلی چیز ها رو به اسم طنز به خورد همدیگه می دیم اما فکر می کنم زندانی بند تنبان رو بشه طنز دونست. من که خوشم اومد و با اصول فنی طنز نویسی هم تا جایی که می شناختم هماهنگ بود. هر چند مدت زیادیه که به روز نکرده، اگر دیگه چیزی ننوشت به من بد و بیراه نگید.
۳-دوست خوب، بیمار می شه. دوست بیمار،خوب می شه. جالبه! نه؟ نه!
۴- هفتمین جشنواره ی سراسری کاریکاتور احسان، تیر ماه امسال برگزار می شه. دست یاری دوستان را به شدت می فشارم (محکم!) محل برگزاری:
شیراز- انتهای فرهنگ شهر- مجتمع بزرگ آموزشی فرهنگی احسان- تالار احسان
(این نشانی محل برگزاری اختتامیه است. برندارید کار بفرستید بره تالار!)
۵- این بار سپید:
بی چتری
تراژدی قدم انگیزی است
برای آسمان
ترس مرا به خودت می آورد
از خیابان هایی که عابران اش
پشت چراغ های رنگی
به احترام خطوط چهره ی من
برای تو
می ایستند
چراغ های این جا
ثانیه شمار ندارند
که بگویم چند تاریخ است
داری مرا قدم می زنی
باران را به پیراهن ات تقدیم می کنم
تا شعر هایت
بوی برگ بگیرند