تبليغاتX
سر گیجه - استاد بخوان!ماهُ دادن به شب های تار... ای بارون...
بی آن که از تمامی صداها، یک صدا آشنای تو باشد...

پیش نوشت:
۱- ...
 ۲-این نوشتار به هیچ وجه قصد اسطوره سازی ندارد. تنها بیانی است احساس مند از رنجی که می بریم.

--------------------------------------------------

ببار ای بارون...
ببار!
با دلم گریه کن خون ببار
به یاد عاشقای این دیار
به یاد عاشقای این مزار

گفتند ماه رمضان امسال ربنا ندارد. ماه رمضان بدون ربنای شجریان در دین هم نیامده عزیز من. ما که از وقتی دست راست و چپمان را شناختیم، دم اذان پیش از این که فکر افطار باشیم فکر این بودیم که کدام شبکه ی این خراب شده ربنا می گذارد که حال و هوایمان تازه شود. رمضان بدون ربنا می شود گرسنگی و تشنگی و همین. ربنا نماینده ی خیلی چیزها بود...

دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون

استاد! نگران نباش. اگر فاطمه رجبی نمی فهمد ما می فهمیم. و خدا می داند که صدای تو خس و خاشاک هم اگر باشد، خاشاک لابد نام زیباترین گلی است که در زمین می روید. شجریان عزیز کودکی تا حال ایرانی ها! نکند قهر کنی. نکند دیگر نخوانی که خودت می دانی از برکت روح زیبای آدم هایی مثل تو است که می توانیم زشت خوانی این همه کرکس را نشنیده بگیریم.

ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

--------------
پس نوشت: من شاید سر جمع ۱۰-۱۵ تصنیف از استاد محمد رضا شجریان را دوست داشته باشم. اما این تعداد را در حد پرستش می ستایم. تعدادی اش همین جنایاتی است که با هم دستی کیهان کلهر در آلبوم "شب/سکوت/کویر" مرتکب شده. جنایت از آن جهت که می دانسته این آلبوم کشته می دهد اما با این وجود خوانده و منتشر کرده.  جز این ها میتوان به جنایتش در تصنیف دلشدگان اشاره کرد (گلچهره مپرس/ آن نغمه سرا...).

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22:23  توسط امیر میرزایی  |